تبليغاتX
زندگی

زندگی

شاید همین باشد!!!؟

دوستان با عرض پوزش

من مدتی نیستم!اکر برگشتم ادامه این خاطرات را خواهم نوشت.

اگر هم نه!!به بزرگواری خود ببخشید.

باز خواهم گشتمطمین باش!

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 15:51  توسط امیر کیهان  | 

 پلنگ...

ميزبانان مرتب در مورد شكار و تير اندازي صحبت مي كردند.و از من هم سوالاتي مي پرسیدند و انتظار جواب مفصل داشتند.

اما خستگي مانع از آن بود كه بتوانم با تمركز و مفصل به سوالها  جواب بدهم.ناچار به اختصار به هر سوال حوابي مي دادم.

نهار مهيا شد و دعوت به سفره.اما هيچ اشتهايي نداشتم.ظاهرن گرما و خستگي كار خودش را كرده بود.در اين شرايط بيش از هر چيز به استراحت و خوابي نيم روزي احتياج داشتم. بعد از بر چيدن سفره خواهش كردم كه جايي براي استراحت  در اختيارم گذاشته شود.

سرم را كه روي بالش گذاشتم به يكي از عميقترين و شيرين ترين خوابهاي زندگيم فرو رفتم.

ساعت حدود 19 از خواب بر خاستم.تمام خستگي از تن بدر رفته بود.عصرانه اي صرف شد.

مرد عينكي منتظرم بود.همچنان در حال كشيدن سيگارهايي كه خود درست مي كرد.

زانو به زانوي هم نشستيم.از ايشان خواهش كردم كه قوطي توتون و كاغذ سيگارش را به من بدهد.با تعجب و با كمال ميل تعارف كرد.گفت اگر مايلي تا خودم سيگار برايت بپيچم!

گفتم:نه سعي مي كنم خودم بپيچم.

كاغذ سيگار را در بين انگشتان دست چپ گرفتم و با دست راست توتون خرد شده را روي كاغذ ريختم با زبان لبه كاغذ را خيس كردم و سپس لبه هاي آن را رو هم تا كردم و  در بين انگشتان شست و سبابه هر دودست چرخاندم.سيگار آماده بود.اين كار را قبلن هم انجام  داده بودم. مرد عينكي كه از اين به بعد به عنوان راهنما از ايشان ياد مي كنم با تعجب نگاهم كرد و گفت بسيار خوب سيكار لاپيچ درست مي كني!؟

به شوخي گفتم من استعداد عجيبي دارم در انواع سيگار چه كشيدن و چه درست كردن.

سيگار را روشن كردم.اشكال عمده اينگونه سيگارها نياز به چوب سيگار است و چوب سيگار نوع بخصوص .به هر حال سيگار را گيراندم و به ملايمت چند پك زدم .تندي توتون گلو و ريه را مي سوزاند اما من به روي خود نياوردم.

بگذريم.

راهنما خودش را معرفي كرد.گفتم بله من تعريف شما را بسيار شنيدم و سعي كردم كه حتمن در اين شكار شما همراهم باشي.

گفت اين از لطف شماست.و سوال كرد اسلحه شما چي هست.

من اجازه شكار يك پازن را داشتم.پازن بز كوهي نر را مي گويند.

گفتم يك تك تير كاليبر 12 با چوك4/1 .

با تعجب گفت:شما مي خواي با تفنگ ساچمه زني كل شكار كني؟

گفتم :بله!!اگر مي خواستم با گلوله زني شكار كنم كه شما را به زحمت نمي انداختم.

گفت واله هرچه از شما گفتن كم گفتن.

گفتم :البته چند تا تير سوپر اكس مگنوم(تقويت شده) ساحت كارخانه رمينگتن دارم.

اين حرف من چيزي از تعجبش كم نكرد.

كساني كه شكارچي هستند به خوبي مي دانند كه تفنگهاي ساچمه زني درست است كه مي شود با ساچمه هاي درشت يا ااصطلاحن چاره پاره آنها را پر كرد اما برد كشنده آنها حداكثر خدود 60 يارد و در بهترين شرايط 70 يارد است.

گفتم :شكار با تفنگ گلوله زني كه لطفي ندارد.شكار را از فاصله 300 متري با يك تفنگ قدرتمند كه دروبين روي آن نصب شده كه از هركس بر مي اد.

به هر حال راضي و ناراضي پذيرفت.اما گفت كه كوهاي اين اطراف نا امن هستند و بايد اسلحه اي گلوله زني هم داشته باشيم.كه من گفتم به جز اين من اسلحه اي ديگر به همراه ندارم ضمنن نمي خوام اسحله اي ديگر هم همراه داشته باشيم.و با شوخي گفم هركس هم خواست دو دستي تقديمش مي كنيم!!

از راهنما خواهش كردم سري به اطراف ده بزنيم.

همپاي هم بيرون رفتيم.هوا خنك شده بود و ديد و نگاه من نيز متفاوت از زماني بود كه در اوج گرما و كلافگي وارد انجا شده بودم.

كوهاي اطراف پوشيده بود از جنگلهاي بلوط.رودخانه اي كوچك از نزديك ده مي گذشت كه اطراف آن را درختان بيد حطي سبز در پهنه اي زرد رنگ ايجاد كرده بودند كه منظره اي بدیل ب ود.

قبرستان ده در فاصله اي حدود 700 متري ده بود.به سمت قبرستان را افتاديم.فاتحه اي به رسم احترام و ...

قبرستان ده عجب جزن انگيز بود.سنگهايي تراشيده شده توسط استادان محلي.بر روي هر سنگ فبر نماد و شكل يا شكلهايي خاص.

بر روي بعضي از اين سنگها فردي سوار بر اسب در حال تير اندازي و شكار بز كوهي.

بر روي بعضي تصاوير مهر و تصبيح و آفتابه و بر روي بعضي دار قالي و مردان و زناني كه در حال رقص بودند.تاريخ اين سنگها اغلب در آن زمان بيش از 10-15 سال از عمرشان مي گذشت و سنگ فبرهاي جديد تر مانند همين سنگهاي معمولي قبرستانهاي شهر بودند.

بدون خواندن اسم متوفي از روي شكلهاي روي سنگ قبر ميشد فهميد كه مرد بوده يا زن و از چه جايگاه اجتماعي در بين مردم بر خوردار بوده است.

راهنما برايم توضيح داد مهمترين شاخصه هر فرد فوت شده در زندگي را روي سنگ فبرش نقش مي كرده اند.شكارچي!قالي باف!مومن و نماز خوان و... همچنين به راحتي ميشد زن يا مرد بودن هر فوت شده را از روي نقشها تشخيص داد.و اين بنظرم هوشمندانه ترين كاري بوده است كه در يك جامعه كم سواد براي شناسايي قبر ها مي شده است انجام داد.

بر روي بعضي از قبرها نيز كيسو هاي بافته شده  زنان كه بر روي چوبي همانند پرچم با باد در حال احتزاز بود نيز آويخته بودند.اين طره گسوان زن و دختر و خواهر فرد متوفي ست كه عزيز ترين كس خود را از دست داده اند و به نشانه نهایت اندوه بر سر مزار آنان گذاشته اند.  هيچ چيز در طول عمرم اينقدر مرا متاثر نكرد كه اين گيسوان بريده شده و پريشان در باد بر روحم اثر گذاشت.

خيلي متاثر و مغموم به خانه برگشتيم و برنامه شكار براي فردا صبح را برسي كرديم.

ساعت حركت 4 صبح

ادامه دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 15:25  توسط امیر کیهان  | 

كوره راه  خاك آلود و پر دست انداز به دهي در دامنه كوهي ختم مي شد.با حانه هایی پراكنده و بي هيچ نظم و ترتيب.

خانه ها ساخته شده از سنگهاي خارا .نجيب و با قامتي نه چندان استوار .سنگ تراش محلي با سماجت تمام سعي كرده است كه سنگها را چهار گوش بتراشد اما در كار خود نه چندان موفق.شايد به خاطر نداشتن ابزار لازم.

ملات خانه ها از گچ و خاك.و چه تلاشي را مي شود ديد در دقت ناكام استاد بنا براي بند كشي .

مرداد ماه است و هوا گرم .آفتاب كوهستان پوست را مي سوزاند تا استخوان و كلاه لبه دار و كرم ضد آفتاب نيز مغلوب لبه تيز آفتاب مي شوند كه به قول اميد: (بي ناموس ترين نيزه هاي ختنه شده خود را در پوست فرو مي برد).(۱)

بي هيچ تلاشي لبها داغمه مي بندند و دل عطشناك جرعه اي آب و سايه اي خنك.

گرد بادي پيچان از راه مي رسد و خار و خاشاك و گرد خاك را بر چهر هاي بر افوخته از گرما تازيانه وار مي كوبد.در دل  ناسزايي  نه چندان سزاوار نثارش مي كني و مي گذري.

نگاهي مهربان در در گاه خانه اي دعوتت مي كند به سايه .

و چه آرامشي می يا بي در در سكوت و با نوشيدن جره اي آب خنك و گوارا كه لابد از چشمه اي در همان اطراف توسط كوزه اي نشسته بر شانه ظريف دخترك روستايي از راهي نچندان نزديك آورده شده است. و تو با چه لذتي مي نوشي آبي را كه هميشه ارزشش را دانسته اي حتي در كنار پر آب ترين رودخانه جهان.

چهره از غبار راه مي زدايي با مشتي از همان آب.

تازه مي توجه مي شوم كه علاوه بر همراهم چندين نفر ديگر نيز حضور دارند.با لبخند و خوشامد گويي.

 نفسم جا آمده است. و چشمم به تاريك و روشن اتاق بي روزن عادت مي كند.با چهره هاي متين و مهربان سلام و احوالپرسي مي كنم.لبخند ها ي بي رياي حاظرين خستگي از تن مي زدايد.

تاز واردي به جمع اضافه ميشود.حاظرين به احترامش بلند مي شودند و من نيز نيم خيز و با سر اداي احترام.شايد به دليل خستگي راه و يا ... در اداي احترام چندان جديتي بخرج ندادم.

نزديك به من  نشانده شده و در صدر مجلس.

قيافه اي عجيب با عينكي آفتابي كه نه به سن و سال او ميامد و نه به لباسهايش.با دستمالي پيچيده به سر به شيوه همان مردمان.و قدي بلند و ميانه اندام و حدود 57 ساله بنظر مي رسيد .اگر عينكش را بر مي داشت مي توانستم دقيقتر سنش را حدس بزنم.عجيب اينكه در تاريكي اتاق نيز عينك را از چشم بر نمي داشت.

متوجه شدم در بين خاظرين به دنبال كسي مي گردد و حيران نمي يابد.

همراهم معرفي كرد.ايشان امير كيهان هستند!!!

به آامي به سمت من نگاه كرد.و من چه حال ناخوشي داشتم از شيوه نگاهش كه نمي توانستم حدس بزنم از زير اين عينك تيره چشمهايش را جع به من چه مي گويند.

با كمي تعجب گفت امير كيهان شما هستيد؟و معلوم بود كه بسيار سعي كرده است كه تعجب خود را بروز ندهد .اما در اين كار ناموفق بود.

كفتم بله من ا مير كيهان هستم.

گفت:فكر نمي كردم اينقدر كم سن و سال باشي.

و من با حدودد 22 سال سن و وزن 60 كيلو گرم و قد ...سانت.حق داشت كه جلوه اي نداشته باشم در نظرش و اينكه دست به ريسكهاي عجيب زدن و لابد چه اغراقها كه در حق من گفته شده بود در نزد وی.در دل به او حق  دادم.

اما نتوانستم بر زبان نياورم!!!به نظرت نميام!!

حاظر جواب گفت:مرد را كه در ترازو  نمي گذارند!!

 من  این را به حساب تعریف  و تمجید از خود م گذاشتم.

ادامه دارد...

پ.ن.۱:رویای نیمه روز وبلاگ امید صیادی (گنجشکک اشی مشی)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 11:59  توسط امیر کیهان  | 

 

آیا اتاق نشیمن شما فقط جایی برای خوردن و نوشیدن است و یا دیدن تلویزیون و یا هر دوی آنها! اما در این اتاق هم شایسته است که دکوراسیونی شیک آنطور که مطلوب شماست در نظر بگیرید.

1.ترکیب رنگها:

یک اتاق نشیمن تنها برای یک چیز است: معیشت. بنابراین از اینکه مبلمانتان در حاشیه اتاق قرار بگیرد صرف نظر کنید و آنها را به هم نزدیک کنید تا فضایی برای گفتگویی بهتر خلق کنید. سعی کنید رنگ دیوارها و وسایل حاشیه ای رنگی خنثی داشته باشند و در وسایل دیگر میتوانید مطابق شکل از رنگ زرد و نارنجی استفاده کنید با استفاده از این رنگها در مبلمان و کوسنها و پرده و ... نشاط و سرزندگی را در اتاقتان ایجاد کرده اید.
 

2.فرمولی ساده:

اساس یک اتاق نشیمن بزرگ تعدادی کاناپه راحت،یک میز برای کتابها و غذا و لوازمی که خصوصیات شخصیتان را منعکس می کند می باشد. اما فرمول ساده:در اینجا قرمز روشن میزهای کناری مبل دو نفره به رنگهای خنثی در این اتاق اضافه شده است و کلکسیونی از جام های شیشه ای به صورت فشرده در طاقچه بالای شومینه آورده شده است. استفاده از چنین ترفند هایی فضای اتاق شما را از سادگی در می آورد.
 

3.خارج از کادر:

تنالیته ای از رنگ قهوه ای و سبز زنده و سفید، این اتاق نشیمن را که در بیرون شهر واقع است بسیار جذاب کرده و انتخاب رنگهای پر قدرت در رنگ آمیزی فرش و کوسنها اتاق را سرزنده و زیبا ساخته است. حالت قرار گیری کاناپه و سایر وسایل که خارج از کادر اصلی و همیشگی هستند بسیار جالب است. البته کاناپه به صورتی قرار نگرفته که ورود و خروج از اتاق را سخت کند.
 

4. خطوط را ه راه:

در این اتاق از ترکیب رنگ های خنثی مثل قهوه ای برای روکش چرمی مبلها و خاکستری مایل به قهوه ای در دیوارها استفاده شده است. این رنگها به تنهایی جلوه ای ندارند به این ترتیب قرارگیری کوسن های راه راه و لوازم روی میز و طاقچه بالای شومینه سرزندگی و هیجان را به اتاق داده است.
 

5.صندلیها:

در دکوراسیون این اتاق از چندین گروه صندلی در خلق فضایی برای گفتگو استفاده شده است.قهوه ای روشن صندلیها و لوازم فلزی اتاق را از حالت جفت جفت خارج کرده است. قسمتهای سفید چوبی و نارنجی دیوارها در کوسنها هم مشاهده می شود که باعث هماهنگی در این اتاق شده است.
 

6.تطبیق وسایل:

بدرستیکه آمیختن صندلیهای فلزی با خطوط کاملاً صاف با یک کاناپه بزرگ معمولی و یک آویز دیواری سنتی در کنار هم یک سبک کاملاً شخصی می باشد که بسیار هم زیبا و جذاب است. استفاده از رنگهای خنثی در این اتاق باعث شده است که همه ی وسایل با هم در ارتباط باشند.
 

7. بودجه کم:

گرچه این اتاق نشیمن به نظر گران قیمت می آید اما در واقع بودجه بسیار کمی برای دکوارسیون آن صرف شده، تمام مبلمان و وسایل، دست دوم خریداری شده اند و تنها کاری که انجام شده است رنگ آن تجدید شده, اما چون وسائل دراین خانه جدید هستند روح تازه ای به آن داده اند.
 

8.سبز و سبز:

اگر در انتخاب رنگهای متعدد در کنار هم مشکل دارید می توانید تنها از یک رنگ استفاده کنید، مثل این اتاق که از رنگ سبز در آن استفاده شده است و با قرار گیری تنالیته هایی از رنگ سبز در کنار رنگهای خنثی زیبایی خاصی به اتاق داده است.
 

9.کلاسیک ومدرن:

در دکوراسیون این اتاق نشیمن که در کنار آشپزخانه قرار دارد از رنگهای بسیار تیره استفاده شده است، مبلمان و وسایل همگی کلاسیک هستند، اما با قرار دادن کوسنها و فرشی با نقش حیوانی اتاق را تا حدی مدرن کرده اند.
 

10.روکش:

اگر شما مبلمانی دارید که با یکدیگر مطابقت ندارند و یا از رنگ آن خسته شده اید و قدرت خرید مبلمانی جدید ندارید، می توانید از روکش استفاده کنید. در این تصویر میز هم روکش دارد. در این اتاق نشیمن از پرده های حصیری استفاده شده است که در کنار آباژورهای با همان رنگ بسیار زیبا است.
 
11.رنگهای جاویدان:
تنالیته ای از قهوه ای و آبی در کنار هم نیروی بسیار قوی دارند. به جای انتخاب آبی آسمانی و یا روشن از آبی استفاده کنید که خفه و عمیق باشد و این رنگ را فقط در یک ناحیه متمرکز کنید(مثلاً کاناپه) و به جای قهوه ای تیره از رنگی مشابه شیرقهوه ای برای دیوارها و تعدادی از وسایل انتخاب کنید این دو رنگ در کنار هم غوغا می کنند.
 

12.یک تابلو نقاشی:

تابلو نقاشی کلاسیک در بالای شومینه در جاهای بسیاری به کار می آید،اما در انتخاب آن دقت کنید، اولاً یک سایز مناسب از آن (نه خیلی بزرگ و نه خیلی کوچک) نقطه کانونی برای یک اتاق نشیمن می‌تواند باشد، مخصوصاً وقتی که به وسیله دو گلدان متقارن احاطه شود، ثانیاً یک کار هنری پالتی از رنگهای طبیعی را القا می‌کند به خصوص در کنار رنگ کره ای دیوار ها و سبز زنده اثاثیه.
 

13.انتخاب رنگ:

رنگ خنثی در مبلها برای افکار دودلی که قدرت تصمیم گیری ندارند بسیار مناسب است. در این تصویر رنگ قرمز در تمام اتاق نقطه گذاری شده است، در کوسنها، پرده، صندلی، و حتی در گلدانها. هنگامیکه شما آمادگی تغییر را دارید بسار آسان است که برای یک انتخاب لوکس رنگ ارغوانی را جانشین قرمز کنید. می توانید از رنگهای سبز و لیمویی و نارنجی درخشان هم استفاده کنید.
 

14.گپی دوستانه:

با قرار گرفتن یکی از مبلهایتان در مجاور دیوار و قرارگیری بقیه دور تا دور آن فضایی برای گفتگو خلق می‌شود. یک کاناپه دو نفره و 2 مبل تک نفره بسیار مناسب است.سایر اثاثیه را ساده بگیرید نظیر میز شیشه ای قهوه ای و کف پوش ساده و آباژورهای ساده در این اتاق نشیمن.
 

15.مقیاس در اتاق نشیمن:
تعدادی از قوانین باید شکسته شوند مثل این: مبلمان بزرگ سایز را در اتاق های کوچک قرار ندهید. در این اتاق کوچک میز قهوه ای حجیم در اتاق تسلط کامل دارد در این فضا از کاناپه ای بزرگ استفاده نشده است، اما در عوض صندلی های متعددی با رنگهای یک دست برای نشستن در نظر گرفته شده است.
 

16.استفاده از فضاهای مرده:

با قرار گرفتن مبلمان در وسط اتاق مقدار زیادی از فضا راکد و مرده می شود. شما می توانید به نحوی از این فضاها استفاده کنید، با قراردادن میز یا قفسه کتاب در پشت کاناپه، یک دراور با کشوهای متعدد برای قرار دادن وسایل یا کتاب و یک قفسه شیشه ای برای قرار دادن بشقابها و یا وسایل پیش غذا برای پذیرایی کردن.
 
 

17.انتخاب رنگ غالب:

صورتی فقط برای دختران کوچک نیست، البته کمی هم دشوار است که آن را از این حالت خارج کنید. برای اینکه تصویری بچه گانه خلق نکیند از ایده هایی مختلف باید استفاده کنید مثلاً کوسنی با نقش برگهای سرخس، دیوارها به رنگ صورتی چرک و خفه و به کارگیری رنگهای دیگر درکنار صورتی. در این اتاق نشیمن هم، رنگهای قهوه ای و کرم استفاده شده است و کاناپه راه راه با رنگهای مختلف به خوبی انتخاب شده است.
 
 

با تشکر از گروه ایران و روسیه
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 7:51  توسط امیر کیهان  | 

همه چیز درباره فلج خواب - بختک

فلج خواب(sleep paralysis) به حالت ناتوانی در انجام حرکات ارادی حین خواب اطلاق می شـود. فلج خواب یـک تـجربـه ی دلــهره آور و هراس انگیز می بـاشد. فـلـج خـواب اغـلب اوقات هنگام بیدار شـدن از خـواب و یـا در مـوارد نـادر در لحظه ی به خـواب رفتن رخ میدهد. فلج خواب از چند ثانیه تا چـند دقیـقه بـه طـول می انجامد. 25 تا 30 درصد جـمعیت کشـور حـداقل یکبار در طول زندگی خود اخـتـلال فلج خـواب را تـجـربه کرده اند. فلج خواب میتواند در هر سنی روی دهد.

علایم فلج خواب:

1- ناتوانی در حرکت دادن تنه، دستها و پاها و صحبت کردن (فرد از فرط ترس میخواهد فریاد بکشد و برای بیدار شدن تقلا میکند، اما گویی تلاش وی بی نتیجه است).

2- فلج تمام و یا بخشی از عضلات اسکلتی ی بدن.

3- احساس خفگی و نزدیک بودن زمان مرگ (گویی موجودی روی قفسه سینه ی شما قرار گرفته است).

4- وحشتزدگی و اضطراب.

5- توهمات خواب(hypnagogic hallucinations) : به توهمات شنیداری، دیداری و لمسی ی رویا مانند اطلاق میشود. احساس حضور یک انسان دیگر در اتاق، احساس فشردگی در قفسه سینه، دیدن سایه ی افراد، دیدن منبع نورانی، شنیدن صدای افراد، شنیدن صدای قدمهایی که نزدیک میشوند، دیدن شبح، تجربه خروج از بدن، احساس شناور شدن در هوا، شنیدن صدای بازو بسته شدن درها.

تصورات غلط نسبت به فلج خواب و یا بختک:

آزار و اذیت توسط جن، شیطان، دیو و یا موجودات فرازمینی، و یا اشتباه گرفتن آن با تجربه خروج از بدن.

علت ایجاد فلج خواب:

عوامل ژنتیکی، اضطراب و استرس، اختلال هراس و اختلال در نظم خواب را در پیدایش فلج خواب دخیل میدانند.

مکانیسم ایجاد فلج خواب:

در طی خواب در مرحله ی حرکات سریع چشم(REM)، یعنی مرحله ای که رویا بینی در آن روی میدهد، مغز انتقال سیگنالهای عصبی بسوی عضلات اسکلتی (به استثنای عضله دیافراگم و عضلات چشم) را مسدود و متوقف میسازد، تا شما رویاهای خود را برون ریزی نکنید (یعنی مثلا وقتی خواب میبیند در حال دویدن هستید، از رختخواب بلند نشوید و شروع به دویدن نکنید). هنگامی که شما قصد دارید از خواب بیدار شوید، مغز مجدداً کنترل عضلات را به دست میگیرد. اما گاهی اوقات قبل از اینکه مغز کنترل عضلات اسکلتی را بدست گیرد و عضلات از حالت فلج بودن خارج گردند، شما هشیاری خود را باز می یابید. که نتیجه ی آن احساس هراس آور فلج بودن بدنتان خواهد بود. نقطه ی مقابل این عارضه زمانی است که برخی افراد هنگام رویا دیدن دستها و پاهای خود را تکان میدهند و یا در موارد شدید تر دچار خوابگردی میشوند.

چه چیزهایی احتمال تکرار فلج خواب را افزایش میدهند:

1-کسانی که بطور طاق باز و رو به پشت میخوابند بیشتر به فلج خواب دچار میشوند.

2-برنامه ی خواب نامنظم و محرومیت از خواب.

3-افزایش استرس و اضطراب.

4-تغییرات ناگهانی در سبک و یا محیط زندگی.

5-مصرف قرصهای خواب آور و آنتی هیستامینها.

چگونه هنگام تجربه فلج بدن خود را از این وضعیت هراس آور خلاصی بخشیم:

1-سعی کنید انگشتان دست و یا پای خود را تکان دهید.

2-چشمان خود را به شدت تکان دهید، به دنبای آن پلکها و سر خود را.

3-سعی کنید وضعیت خروج از بدن را در خودتان القا کنید.

درمان فلج خواب:

فلج خواب یک اختلال خواب بی خطر است. تنها با رعایت اصول بهداشت خواب، خودداری از طاق باز خوابیدن و کاهش استرسها و هراسها میتوان تکرار آن را به حداقل رساند. افرادی که هفته ای یکبار به فلج خواب دچار میشوند لازم است تحت درمان دارویی (مصرف ضد افسردگی ها) قرار گیرند

============

با تشکر از گروه ایرانیان

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 15:18  توسط امیر کیهان  |